به نظرم همه ما در یک برهه حساس تاریخی و ملی قرار گرفته ایم. این بحث من فارغ از تمایلات سیاسی و نوع نگاه به توسعه کشور است. بلکه ما در مقابل یک انتخاب تاریخی قرار داریم که به نظرم در تاریخ دموکراسی ایران بی سابقه است.
ما بین انتخاب بین دروغ ، ریا کاری و بی اخلاقی و صداقت و اخلاق مداری و ارزش های انسانی قرار گرفته ایم. طنز داستان ما اینجاست که کسی که خود باید مدافع قانون ، مدافع قانون اساسی و مدافع اخلاق مداری باشد. بدترین ادبیات، زشت ترین روش ها و مزورانه ترین رفتار ها را دنبال می کند. و جالب تر اینکه خود را مدعی اسلام و قرآن می دانند . ... خدایا ما را چه شده است.... شهیدانی خون خود را در تاریخ ایران برای سربلندی ، استقلال و آزادی این ملت نثار کردند... شهیدانی که فقط حقیقت ، عشق و راستی را می دیدند و به ذره ای دروغ و ریاکاری آلوده نبوده اند. شهیدانی از صدر تاریخ ایران زمین تا به امروز چون ستارگانی درخشیده اند.... من از سید حسین فاطمی ها ، مهدی باکری ها ، آبشناسان ها و هزاران شهید دیگر می گویم ........ من از مهدی بازرگان ها و طالقانی ها می گویم که به دنبال اسلام راستین ، اسلام صداقت ، اسلام اخلاق و اسلام خردورز بوده اند. اسلامی که معتقد به رای مردم ، آزادی های مردم و حفظ حقوق آنها در همه زمینه ها است.
اسلامی که علی (ع) در آن به مالک اشتر در رابطه با حق مردم و حفظ حق مخالف فرمان می دهد. اسلامی که حسین (ع) و ابالفضل العباس (ع) را برای آزادگی و صداقت قربانی می کند.
من به عنوان یک ایرانی وظیفه انسانی خود می دانم که در حد بضاعت ناچیزم از میر حسین موسوی حمایت کنم ، چراکه در این برهه تاریخی رای به موسوی رای به اخلاق، به انسانیت و رای به بازگشت به ارزش های اصیل و والای انسانی است....